سيد محمد كمره اى

322

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

اسماعيل خورده ، احمد هم بادمجان سرخ كرده ناهار اسماعيل را به مريضخانه برده بود . [ امور روزانه ] از ظهر شنبه 4 شوال « 1 » . - بعد از ظهر خوابيده ، بعد بلند شده چايى با احمد و ننه اسماعيل و موسى خورده ، حمام نمرهء حاج محمد حسن صراف با اتفاقات تعجب‌آورى رفته ، خوب حمام و خيلى استاد محمد كه اتفاقا عقب او مىگشتم و پيدا نمىكردم آنجا بود ، مرا راحت از كثافت نمود . مقارن غروب بيرون آمده توى خيابان اميريه سردار حشمت و آقا ميرزا محمد على فرنقى از خانه بنده مراجعت مىكردند . من هم چون خسته بودم تجديد و مراجعت را نخواستم . بعد از قدرى پياده شدن و صحبت ، آن‌ها رفتند . نزديك خانه منجم‌باشى رسيده ديدم بيان الدوله و مصباح السلطنه و اعتماد حضور با منجم‌باشى بلند شده سلام و دعوت به نشستن نمود . نشستم و قدرى صحبت و توصيه آقا ميرزا عباسقلى خان و آقا ميرزا حاج آقا را به بيان الدوله نموده كه در جديت مضايقه نكنند . مرگ سيد هاشم پهلوان بعد بلند شده مغرب به خانه آمده ، احمد گفت كتابخانه خلخالى رفته بودم ، گفتند سيد هاشم پهلوان جزو سنگرىهاى مسجد شاه كه گرفتار شده بود بنا بود در باغشاه تيربارانش نمايند در نظميه به مرض كلرا ، و با مبتلا شده و مرده است و اظهار كرد كه سردار حشمت آمده بود اينجا ، گفتم در بين راه ديدمش . ارتشا در عدليه بعد از ساعتى آقا شيخ محمد تقى كمره‌اى آمد . شام چلو و مسماى بادمجان و خورشت خرفه داشتيم ، خورديم . اظهار داشت اجزاى عدليه غير از اجزاى تميز بدون استثنا همه مرتشى و غير تميز هستند . آقا ميرزا محمد گلپايگانى سنهء ماضيه ساعت هشت آقا شيخ رضاى وكيل با موكل خودش ، پانصد تومان درب خانه‌اش برده داده و يك حكم در موضوع پنجاه هزار تومان گذراندند و همچنين شرحى از ارتشاى آقا ميرزا محمد على كمره‌اى ارّه‌اى و دادن ناسخ به امير حشمت

--> ( 1 ) . دفتر نوزدهم . تاريخچه از ظهر شنبه چهارم شوال تا 22 شوال 1336 .